بسمه تعالی
« یاد خدا آرام بخش دلهاست»
فشارهای روانی و روشهای مقابله با آن
 
 
« رویدادها ومردم فی نفسه تنش زا نیستند بلکه مشغولیت فکری به پریشانی هیجانی که توام با این رویدادها است که آنها را تنش زا می کند»
 
 
 
 
دكتر حسن اميری
روانشناس
 
مقدمه : فشار روانی واژه ای مبهم است. به همین دلیل فشار روانی را امری حتمی وقطعی می دانیم جای تعجب نیست چرا که چیز خوبی هم هست زیرا باعث می شود که فرد درشرایط فشار به رشد و شکوفایی برسد.
فشار روانی : تمایلی که فرد به داشتن ناراحتی وآشفتگی هیجانی دارد ، گفته می شود.
انواع سبک های هیجانی :
ابراز هیجان درکاهش آنها نقش اساسی دارد. فایده مشاوره کردن هم تا حدی ناشی از سبک شدن شخص براثر بیان هیجان می باشد. دونوع سبک هیجان شناسایی شده است :
 1- بازداری هیجانی 2- نشخوار ذهنی
- منظور از بازداری ، تمایل به فرد نشاندن هیجان وبیان نکردن آن است. درحالیکه نشخوار ذهنی ادامه فکر درمورد ناراحتی هیجانی حتی پس از مدتها پس از رخ دادن آن واقعه یا رویداد می باشد که بیشترین تاکید فشار روانی بر نشخوار ذهنی است. وقتی انسان در برابر رویدادی پریشان کننده واکنش نشان می دهد واکنشی به نام واکنش « جنگ وگریز » رخ می دهد که این حالت با افزایش ضربان قلب وفشار خون همراه است که تحت تاثیر دو غده آدرنال وغده هیپوفیز می باشد رخ می دهد . تکرار و مستمر بودن این هورمونها به دستگاه ایمنی بدن آسیب می رساند.
 
کسانی که نشخوار ذهنی در مورد پریشانی هیجانی یک رویداد را دارند به فرصت بیشتری برای جبران نیاز دارند بویژه اگر به پنهان کردن هیجانات خویش نیز دست بزنند. یعنی احتمال اینکه این افراد در دوره های پرفشار زندگی که نیاز به تغییر وانطباق بیشتری دارند بیشتر دچار بیماری شوند.
شیوه های واکنشی افراد در برابر فشار روانی : 1- مقابله منطقی 2- مقابله اجتنابی 3- مقابله هیجانی 4= مقابله انفصالی
1- مقابله منطقی : شیوه ای برای رسیدن به راه حل عاقلانه برای مسئله و مشکل که احتمالا از راه مشورت جویی انجام       می پذیرد.
2- مقابله هیجانی : به شرطی می تواندبه تخفیف پریشانی کمک کند که با ابراز هیجان همراه شود بدون ابراز وآشکار کردن هیجان ضعف وشکست در انتظار شخص است.
3- مقابل اجتنابی : یعنی وانمود کردن به اینکه مشکلی وجود ندارد که این کار قطعاً منجر به حل مشکل نمی شود.
4- مقابل انفصالی : توانایی عقب کشیدن به منظور مشاهده کردن موقعیت تنش زا می باشد.یعنی اینکه به سرعت از مشکل خود فاصله گرفته وجدا شدن و فاصله گرفتن از مشکل ومسئله مهمترین عنصر در سازگاری فرد با تغییرات زندگی است.
راهکارها دربرخورد با مشکلات وفشار روانی :
1- اولین قدم بیدار شدن است اما نه بیدار شدن ناگهانی و غیر مترقبه ، بلکه بیدار شدن آگاهانه وارادی است. منظور از این بیدار شدن یعنی حضور ذهن داشتن از « زمان حال» به جای سرگردان بودن بین آینده وگذشته می باشد.
 
- با حرف زدن در مورد مشکل ، به عبارت دیگر بیان احساسات وهیجان مربوط به مشکل باعث می شود آن مسئله بهتر در میدان دید قرار گیرد و شخص به آن اشراف و تسلط داشته باشد.
3- از نشخوار ذهنی و دوباره مشکل بپرهیزید ، زیرا که این عمل روشی است که براثر عادت ایجاد شده است و می توان آنرا تغییر داد.
4- یکی از ویژگیهای مهم انسان تسلط وکنترل خواهی است یعنی تماس به کنترل بر وقایع زندگی است . اما مواردی برای انسان رخ می دهد که خارج از کنترل وی بوده و یا حتی اجتناب ناپذیرند پس بگذاریم که رخ دهند و به روش انفصال هیجانی یعنی با ( بی تفاوتی وخونسردی) آنرا حل کنیم.
5- دربرخورد با مشکلات سعی نکنیم که از روبروشدن با آن رویداد اجتناب کنیم. زیرا این مسئله موجب می شود که تمرکز ما را به هم بزند ، زیرا فایده اجتناب کردن ، طولانی کردن رنج و عذاب است.
6-وقتی سه قدم اولیه بیدار شدن ( تمرکز بر حال) ، کنترل توجه ومنفصل شدن را برداشتید آنوقت می توانید عقل و منطق را حاکم کنید.
7- ذهن خود را آرام سازید ، یعنی اینکه توجه خود را به موضوع دیگری معطوف کنید ، این وضعیت از راه ارتباط برقرار کردن با حس ها بدست می آید.
8-- درهنگام انجام کاری هروقت چیزهایی به یادتان می آید کار را متوقف کنید ولحظاتی چشمها را ببندید و گوش دهید . سعی کنید که توجه خود را برآنچه درهرلحظه می توانید بشنوید متمرکز کنید بدون آنکه اجازه دهید که تصویر ذهنی درمورد آن شکل بگیرد. آن وقت متوجه می شوید که توجه شما را فکرهایی درباره گذشته یا آینده ربوده است.
9- عامل دیگر استفاده ازحمایت های اجتماعی است .       افرادی که می توانید به آنها متکی باشید و بهتر است از کسانی باشید که بتواند هیجان و احساسات خود را نزد آنها بیان کنید. البته می توانید از حمایت های اجتماعی درقالب مشاوره کمک بگیرید.
 
منابع :
1- راجر ، درک .(1385) سازگاری با تغییرات زندگی ترجمه : دکتر بهمن نجاریان وایران داوودی ، تهران انتشارات رشد